على محمدى خراسانى

268

شرح رسائل (فارسى)

به اخبار ائمه ( ع ) حتى اخبارى كه در جواب سؤال فرد خاصى بوده مقصود بالافهام و مخاطب مستقيم مىدانند و لذا عمل مىكنند هذا ممّا لا يتفوه به المتفقهة فضلا عن الفقهاء العظام بلكه عمل علماء به ظواهر اخبار بر اساس همان شيوهء معروفهء عند العقلاء بوده و ثانيا اگر آقايان فقهاء اخبار را از قبيل تاليفات مصنفين مىدانند پس بايد قرآن را بطريق اولى جزو تاليفات مصنفين بدانند چون قرآن از يك متكلم و به يك شيوه صادر شده ولى اخبار از چهارده معصوم در دوره‌هاى مختلف صادر شده با وجود آن‌همه احتمالات از تقيّه و غير آن پس قرآن اولى است كه از اين قبيل باشد آنگاه اگر اين حرف را زديم ديگر تفصيل ميرزاى قمى ثمر ندارد چون خود او قبول دارد كه اگر ظاهر كلام از قبيل تصنيف مصنفين باشد از باب ظن خاص حجت است و كلام او در كلامى است كه اين‌چنين نباشد و قرآن و سنت هم از قسم اولند پس به عقيدهء ميرزا هم ظواهر آن دو از باب ظن خاص حجت است . خلاصه اينكه : سيرهء مستمره فقها بر اين بوده كه به ظواهر آيات و روايات اخذ مىكردند و اين اخذ هم براساس ظن مطلق و دليل انسداد نبوده زيرا انفتاحيون هم به ظواهر اخذ مىكردند منكرين عمل به خبر واحد هم به ظواهر اين اخبار عمل نموده‌اند پس براساس انسداد نيست بلكه براساس سيرهء عقلائيه است و همچنين سيرهء اصحاب ائمه ( ع ) هم بر اين بوده كه فرقى نمىگذاشتند ميان احاديثى كه مستقيما از لبهاى درر بار امام شنيده بودند يا احاديثى كه بتوسط راوى ديگر از امام مىشنيدند و به هر دو عمل مىكردند آرى اوّل فحص مىكردند و بعد از اطمينان از نبود قرائن به ظهورات تمسك مىكردند . پس عقلا - فقهاء - اصحاب الائمه ( ع ) و اصحاب النبى همه و همه فرق نگذاشته‌اند ميان مقصودين بالافهام و غير مقصودين . قوله مع انّ التوجيه : دليل دوّم :